الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
204
الغدير ( فارسي )
« اى دودمان هاشم ! نگذاريد مردم ، چشم بدوزند كه شما را زير دست كنند . - به ويژه تيرهء تيم پسر مره - نياى بوبكر - و تيرهء عدى - نياى عمر - كار سرپرستى جز در ميان شما و به سوى شما نخواهد بود و جز ابو الحسن على كسى شايستهء آن نيست اى ابو الحسن ! براى رسيدن به آن با دور انديشى ميان را ببند زيرا به راستى تو - براى كارى كه اميد مىرود - سزاوار هستى و البته كسى كه قصى را پشتيبان خود دارد كسى را ياراى دست درازى به پايگاه او نيست و زادگان غالب ( 1 ) نيز از آن به دورند ( 2 ) . » 2 منشها و مايههاى روانىاش مىپردازيم به نگريستن در منشهاى خليفه و آن چه در لايههاى هستى - اش ريشه دوانيده چه از دانشها چه از مايههاى روانى ، تا ببينيم آيا آنها ميان او و برترىها پيوندى پديد مىآرند ؟ و آيا پايگاه او را به جائى مىرسانند كه شايستهء آن گزارشها باشد ؟ يا مرزى براى او مىنمايند كه اگر انديشه اى آن را نپذيرفت بر وى ستم كرده و آنچه را از آن اوست از وى دريغ ورزيده و پايگاه راستينش را در هم كوبيده باشد ؟ يا اگر پاى را از آن فراتر نهاديم به تندروى افتاده باشيم ؟ دربارهء پيش از مسلمانىاش سخنى بر زبان نمىرانيم زيرا اسلام ، روزگار پيش از خود را نديده مىگيرد و بر اين بنياد ، كارى نداريم كه عكرمه - خداى برتر از پندار از وى خشنود باد - گفته : بوبكر - خدا از وى خشنود باد -
--> ( 1 ) ن - « تاريخ اليعقوبى » ج 2 ص 105 ( 2 ) از نياكان خيلى دور بسيارى از تازيان كه بوبكر و عمر نيز به او مىرسند .